close
تبلیغات در اینترنت
****رهـــــروان شــــــهــــدا**** - 7
آخرين ارسال هاي انجمن
انجمن
نوشته شده توسط : محسن

در آتشباران مرداد 1362 مردي از قبيله اشراق بر دستهاي مردم قدرشناس جهرم تشييع و در گلزار شهداي فردوس اين شهر به خاك سپرده شد. بر تابوت منور او كه با پرچم سه رنگ افتخار، آذين شده بود نامي آشنا به چشم مي خورد. بر سپيد كاغذ اين گونه نقش بسته بود: شهيد ميثم كوشكي تاريخ شهادت 1/5/1362. تمام افتخارات و رشادت هاي اين سردار رشيد اسلام در قناعت نامي خلاصه شده بود. غريب بود و از دورها مي آمد. اما آنها كه مي شناختندش لحظه اي آرام و قرار نداشتند.

تيپ حماسه آفرين المهدي(عج) با نام بزرگ مرداني چون شهيد جاويدي، شهيد اسلامي، شهيد بديهي و صدها شهيد جان بر كف ديگر، سند افتخار مردمي است كه لحظه اي از پاي ننشستند و براي دفاع از اسلام و ميهن مقدس اسلامي تا پاي جان كوشيدند. سردار شهيد ميثم كوشكي از ياران سلحشور المهدي (عج) در سال 1341 در خانواده اي متدين و مذهبي ديده به جهان گشود. دوران مختلف تحصيل را در زادگاه خود - جهرم - پشت سر گذاشت و نهايتا با دريافت مدرك ديپلم از تحصيل فراغت يافت. وي كه در دوران پرشكوه انقلاب، در فعاليت هاي سياسي و انقلابي حضوري چشمگير داشت، پس از پيروزي انقلاب نيز با گذراندن دوره هاي مختلف آموزش در بسيج، خود را آماده دفاع از اسلام و ميهن اسلامي نمود و با ياري و همت بزرگواراني چون شهيد مجتبي صفرزاده، گروه رزمجوي شهيد مدرس را تشكيل داد. حضور در جبهه آبادان (كوي ذوالفقاري) اولين ماموريت شهيد با گروه ياد شده بود كه اين ماموريت از تاريخ 25/11/59 شروع و با فداكاري ها و از جان گذشتگي هاي اين جان بر كفان مكتب ولايت در تاريخ 25/11/60 به پايان رسيد. وي در مرداد ماه 1360 رسما به عضويت سپاه پاسداران درآمد و مسؤوليت حساس اطلاعات را عهده دار شد.

سردار شهيد ميثم كوشكي از آن پس به طور مداوم و مستمر در جبهه حضور يافت و در عمليات هاي مختلفي از جمله فتح المبين و والفجر 2 شركت كرد. وي در عمليات فتح المبين هدف تيربار دشمن قرار گرفت و به شدت مجروح شد. اما پس از بهبودي نسبي، بار ديگر به سوي عرصه هاي خون شتافت و با پذيرفتن مسئوليت هاي مختلف، گامهاي موثري را در پيشبرد اهداف جنگ برداشت. وي قبل از شروع عمليات والفجر 2 در واحد اطلاعات و عمليات تيپ المهدي(عج) به انجام امور محوله پرداخت و از آنجا كه تيپ در منطقه اي كوهستاني در غرب ماموريت داشت، مسؤوليت شهيد بسيار خطير و با دشواريهايي همراه بود، اما او كه جاني مشتاق و شيفته خدمت داشت، سختكوش و پرتلاش به امر شناسايي مبادرت ورزيد و زمينه را براي حضور رزمندگان هميشه پيروز فجر مهيا ساخت. وي در عمليات والفجر 2 با عنوان مسؤول محور انجام وظيفه كرد و هدايت نيروهاي گردان را بر عهده گرفت.

ارتفاعات "حاج عمران" در يكم مردادماه 1362 با مردي بدرود گفت كه سالياني عزيز از عمر پربار خود را در خدمت به اسلام و امت اسلامي گذرانده بود. عمليات والفجر 2 خاطره رشادتها، دلاورمرديها و يادمان پرواز ملكوتي اوست.

هرگز نميرد آن كه دلش زنده شده به عشق

ثبت است بر جريده عالم دوام ما



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه ع--ل , عملیات والفجر2 ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهدای جهرم , رهروان شهدا جهرم ,
:: بازديد از اين مطلب : 481
|
امتياز مطلب : 4
|
تعداد امتيازدهندگان : 4
|
مجموع امتياز : 4
تاريخ انتشار : دوشنبه 26 آبان 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

خسرو در سال 1335 در قصر سنبلستان اصفهان متولد شد، کودکي شجاع و تيزهوش بود، و به واسطه وضع نابسامان خانواده توسط خاله اش که از زنان مخالف رژيم پهلوي بود، تربيت يافت. مادر براي اينکه بتواند خرج تحصيل فرزند را تهيه نمايد، در يکي از کارخانجات اصفهان (کارخانه بافتساز) مشغول به کار شد، و خسرو توانست در سايه اين زحمات تحصيلاتش را ادامه دهد، بعد از مرگ خاله او به خيابان زينبيه اصفهان نقل مکان کرد، و در مرکز تعليمات حرفه اي يک دوره آموزشي فشار قوي برق را گذراند سپس در کارخانه پلي اکريل اصفهان استخدام شد، و به مدت دو سال در آنجا خدمت نمود، آنگاه از مادر خواست که ديگر در کارگاه کار نکند. با اوج گيري انقلاب اسلامي نگهباني در خيابانهاي شهر را پذيرفت و با فرا رسيدن بيست و دوم بهمن ماه به تهران مهاجرت کرد و پس از تصرف ساواک پاسداري از آن محل را بر عهده گرفت، وي چندي بعد از طرف سپاه پاسداران به استان سيستان و بلوچستان ايرانشهر و خارک رفت و يک ماه و نيم بعد به اصفهان بازگشت، او در همين زمان با دوشيزه اي پارسا ازدواج کرد و صاحب فرزند شد، با آغاز جنگ تحميلي پس از يک دوره آموزش تعليمات سلاح هاي سنگين و عمليات چريکي درسپاه اصفهان

به کردستان رفت، و بعد از سه ماه مبارزه بي امان به زادگاهش بازگشت، ريسمانچيان در تاريخ 15/1/1360 بار ديگر قدم در جبهه دارخوئين نهاد و 50 روز مردانه از خاک ميهن اسلامي دفاع نمود، مرد حماسه و ايمان و حامي انقلاب اسلامي سرانجام سه روز قبل از سفر آسماني خويش با تمام دوستان و آشنايان خداحافظي نمود و در تاريخ 21/3/1360 در عمليات فرمانده کل قوا در سن 25 سالگي جام شيرين شهادت را نوشيد، دارخوئين بار ديگر خون سرخ رزمندگان خميني را زينت بخش خويش ساخت، تا در روز محشر به آبروي عاشقان ثارالله مورد شفاعت حق قرار گيرد.

وصيت نامه :

با درود به رهبر کبير انقلاب اسلامي امام خميني و با درود به برادراني که فرمان حق طلبانه اين حسين زمان را گوش فرا دادند و جهاد را در سرزميني که همه جاي آن از خون برادران رزمنده گلگون شده است، آغاز کردند و خواب خوش را از چشم جهانخواران شرق و غرب گرفتند تا پرچم لااله الا الله را برفراز اين مرز و بوم گماشته و بخواست خداوند و بنا به فرمان رهبر کبيرمان اسلام را در جهان گسترش دهند تا جهانيان بدانند که تنها دين بر حق جهان، مکتب راستين اسلام است اين بنده ناچيز وصيتي ندارم جز اينکه توصيه مي کنم به برادراني که هنوز به جبهه حق عليه باطل وارد نشده اند: برادر سلاحت را غريب مگذار و برگير و با اتکا به خداوند سينه کافران را بشکاف تا دشمن بداند فرد مسلمان خواري طلب نيست و تا آخرين نفس مي جنگند برادر شعارت اين باشد: لااله الا اله يعني تمام هستي که بر روي زمين است، اينها همه از الله است بايد دل بکني و دل را به سوي الله همان معبود خود بندي و با سلاح محکم و استوار بر عليه باطل بروي که همه بازگشت کننده به سوي او هستيم والسلام...

اگر من شهيد شدم و جسدم به دست شما رسيد در کنار خاله ام مرا دفن کنيد.

خسرو ريسمانچيان



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه چ--ر , وصیت نامه چ--ر ,
:: برچسب‌ها: شهدای اصفهان , سرداران شهید , سرداران اصفهان , سرداران جوان , زندگی نامه , وصیت نامه ,
:: بازديد از اين مطلب : 439
|
امتياز مطلب : 4
|
تعداد امتيازدهندگان : 4
|
مجموع امتياز : 21
تاريخ انتشار : دوشنبه 05 آبان 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

محمد در سال 1338 در روستاي زمان آباد زرين شهر پا به عرصه هستي نهاد.پدرش دامدار بود لذا خانواده در کوه هاي استان چهارمحال و بختياري زندگي مي کردند و تنها محمد و برادرش در روستا بودند.سال ها گذشت تا اينکه در جست و جوي کار روانه اصفهان شد و در يک کارگاه صنعتي به کار پرداخت.عشق و علاقه اش به خاندان طه به حدي بود که در ماه محرم در سوگ سيد شهيدان مرثيه سرائي و مداحي نمود. در سال 1356 به خدمت نظام وظيفه فرا خوانده شد.اما چندي بعد به فرمان امام از آنجا گريخت. سال هاي انقلاب، سال هاي پرالتهابي بود و محمد در اوج جواني در ميان هياهوي غريب مردم بر عليه نظام پهلوي سرگردان شد، چيزي نگذشت که او نيز به راه امام (ره) ايمان آورد و با مشتهاي گره کرده، فرياد مرگ بر شاه سر داد.

رحيمي پس از پيروزي انقلاب لباس سبز سپاه پاسداران را بر تن نمود و يکسال غريبانه در کردستان بدون اطلاع دوستانش جنگيد.6 ماه در سال 1358 به لبنان سفر کرد اما با آغاز جنگ به ميادين نبرد حق عليه باطل شتافت و در عمليات فرمانده کل قوا از ناحيه پا مجروح گرديد در دوران نقاهت با دوشيزه اي مؤمنه پيمان ازدواج بست و سه روز بعد از ازدواج دوباره به جبهه بازگشت و در لشگر امام حسين (ع) و تيپ قمر بني هاشم (ع) با سمت فرماندهي گردان و فرماندهي محور نبرد با دشمن بعثي را ادامه داد.سال 1363 در عمليات بدر دو مرتبه مجروح شد.بعد از بهبودي به مشهد مقدس مسافرت کرد و با تضرع از هشتمين پيشواي شيعيان خواست که به زودي از شربت شهادت سيراب گردد و بالاخره جواز ورود به جمع شاهدان روز محشر را گرفت و در عمليات والفجر8 در منطقه فاو در حاليکه مسؤول محور عملياتي بود در سن 26 سالگي، بال در بال ملائک به آسمان پر کشيد.



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه چ--ر ,
:: برچسب‌ها: شهدای زرین شهر , شهدای اصفهان , وصیت نامه شهدا , زندگی نامه شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 527
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 9
تاريخ انتشار : دوشنبه 05 آبان 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

نام پدر:مراد علیشهید عباسعلی نارنجی

تاریخ تولد:1315/12/29

محل تولد:اسلام آباد غرب

تاریخ شهادت:1360/11/18

محل شهادت:تنگه چزابه

محل دفن:بهشت فضل نیشابور

 

... با درود و سلام به رهبر کبیر انقلاب ، امام خمینی و با درود و سلام به روان

شهداي حق و آزادي .

من وصیتمی کنم به کلی برادران سپاه و بسیج که با تمام وجود و با عشق به الله

در راه به ثمر رسیدن این انقلاب عظیم الهی تلاش کنند و از ایثار و خودگذشتگی

نهراسید زیرا که پشتیبان مستضعفین جهان ، الله است و از برادران بسیج مسجد

رضا(ع) می خواهم که مسجد را خالی نگذارند زیرا که در همین مساجد بود که پایۀ

این انقلابعظیم الهی بنیان گرفت.

و خواهشدیگرم از مادر و خواهر و همسرم این است که براي من گریه نکنند

چرا چون شهادتسعادتاست.

... آرزوي من این بود که در جهاد فی سبیل الله شرکت کنم و اگر لایق بودم

شهید شوم . مؤمن باید از شهادت در راه خدا نهراسد و با تمام وجود ، آن را در

آغوش بگیرد .

انّا لله و انّا الیه راجعون



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه م--ی , وصیت نامه م--ی ,
:: برچسب‌ها: شهدای اسلام آباد غرب , شهدای نیشابور , تنگه چزابه , وصیت نامه , زندگی نامه ,
:: بازديد از اين مطلب : 665
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 23
تاريخ انتشار : جمعه 25 مهر 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محسن

نام پدر:حسنشهيد حسین قدمیاري

تاریخ تولد:1364/6/20

محل تولد:خرو علیا

تاریخ شهادت:1365/6/10

محل شهادت:حاج عمران

محل دفن:روستاي خرو علیا


وصیت نامه:


قال رسول الله(ص) : فوق کل بر برحتی یقتل الرجل فی سبیل الله فلیسفوق بر

با سلام و درود به روان پاک شهدای اسلام از هابیل تا ایران و سلام به جان

نثاران راه خدا ، راه عدالت و تقوی و سلام بر قلب عاشقان راه خدا ، حضرت امام

خمینی روح خدا .

پروردگارا ! شکر تو را که مرا در زمانی قرار دادی تا بتوانم دینم را و رهبرم

را بشناسم و به عبودیت تو نزدیک تر شوم . بار الها ! تو را سپاس بر این که بر

این بندة حقیر منت گزاردی و توفیق جهاد در راهت را به من ارزانی داشتی .

خداوندا ! بنده ای پرگناهم ، از درگاه غفار تو طلب آمرزش می نمایم .

ای امت شهیدپرور اسلامی ! پرخروش علیه ستم بشورید . لحظه ای در راه

اعتلای کلمة توحید ننشینید . در راستای خط امام ، این خط کوی اسلامی با

ایثار خون حرکت کنید و با هوشیاری تمام حافظ دستاوردهای این انقلاب که

بشارت جهانی شدن حکومت اسلامی را می دهد باشید . بدانید که بزرگ ترین

گناه ، کوتاهی کردن در به ثمر رسیدن آمال و آروزی شهیدان می باشد و سخن

کوتاه کنم ، خلاصة کلام ، فیضی را که امروز خداوند ما را از او بهره مند کرده

یعنی رهبری صحیح و خردمندانة حضرت امام را از دست ندهید و در پایان

می خواهم از کسانی که به گردن اینجانب حق داشته اند مرا به بزرگی خود

ببخشند و برایم طلب حق از درگاه خداوند متعال بنمایند .

و اما به خانواده ام ، پدرم ، پدر عزیزم ، پدری که مدت ١٨ سال راهنمای

زندگی من بوده اید و برایم زحمت ها کشیده اید و من چیزی نبودم بجز

دردسر ، امیدوارم سلام مرا پذیرا باشید و مرا به بزرگی خود ببخشید و

برایم طلب عفو از درگاه خداوند متعال بنمایید .

در پایان خدمت مادر عزیزم سلام . امیدوارم که این سلام مرا که از اعماق

قلبم سرچشمه می گیرد پذیرا باشی . مادر عزیزم ! امیدوارم که مرا ببخشید

خدمت برادران عزیزم یک به یک سلام می رسانم و امیدوارم که این

سلام مرا پذیرا باشید و در این مدت اگر از برادر خود حسین ناراحتی دیده

اید مرا به بزرگی خود ببخشید .

آن که همیشه در فکر شما بود حسین قدمیاری



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه ع--ل , وصیت نامه ع--ل ,
:: برچسب‌ها: حاج عمران , شهدای خرو علیا , شهدای نیشابور , وصیت نامه , زندگی نامه ,
:: بازديد از اين مطلب : 593
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 9
تاريخ انتشار : پنجشنبه 24 مهر 1393 | نظرات ()
پذیرش تبلیغات
ليست
       

تعداد صفحات : 76


خاطرات ودلنوشته ها
آشنایی با شهدا زندگی نامه
آشنایی باشهدا وصیت نامه
شهدای دیزیچه
موضاعات متفرقه
شهدای شهر طالخونچه
شهدا-عملیات
شهدای رهنان
هدف از ایجاد این سایت آشنایی نسل جوان باجنگ و جبهه و شهادت هست.ما رهروان شهدا تمام تلاش خودمون رو می کنیم تا حتی یک نفر از چند صد نفری که روزانه چه مستقیم و چه غیر مستقیم وارد سایت می شوند بتوانند مطالب سایت رو که شامل زندگینامه ، وصیت نامه و ... در باره شهدا می باشد رو مطالعه کنند تا بفهمند اون جوان هایی که هم سن ما و یا حتی کوچکتر بودن پرای چی زندگی خودشون رو فدا کردند. به امید روزی که برای پاسداشت این بزرگ مردی ها،شهدای عزیز مون همه ی ما گامی حتی کوچک در راستی معرفی آنها به دیگر نسل ها برداریم و سپاس گذار آنها باشیم. با تمامی سایت ها تبادل لینک داریم دوستان سایت ما رو که لینک کنندو خبر بدهندلینک میشن.

شهدا را ياد كنيم حتي با يك صلوات

سلام مهمان گرامي؛
خوش آمديد ،لطفا برای حمایت اطلاعاتی ما
معرفي شهداي شهر ومحل خود در سايت عضو شويد
باتشکر مديريت سايت

عضويت در سايت